السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

567

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

أولى ومقدّم بر آن مىشود ؛ زيرا آنچه حجّت است ظهورى است كه مقصود جدّى گوينده را بيان مىكند . از مصاديق روشن قرينهء لفظي ، خاص ومقيّد است كه مقصود جدّى از عام ( - - ) عام وخاص ) ومطلق ( - - ) مطلق ومقيّد ) را بيان مىكند . 1 - - ) قرينه ) قرينه متصل - - ) قرينه قرينه معيّنَه - - ) قرينه قرينه مقالى - - ) قرينه لفظي قرينه مقامي - - ) قرينه حالي قرينه منفصل - - ) قرينه قرينه نوعي - - ) قرينه قَريَه - - ) بلد قَزّ - - ) ابريشم قزح قزح : كوهى در مشعر . از آن به مناسبت در باب حج نام برده‌اند . بر كسى كه نخستين بار حج مىگزارد [ صروره ] قدم زدن وراه رفتن در مشعر مستحب است . مقصود از مشعر به قول برخى ، كوه قزح است . برخى مقصود از مشعر را مسجدى كه بر كوه قزح بنا شده دانسته‌اند . برخى ديگر ، آن را به مكاني نزديك مناره تفسير كرده‌اند . بنابر اين ، مشعر أخص از مزدلفه ( - - ) مشعر ) خواهد بود . 1 ظاهر كلمات جمعى اختصاص حكم ياد شده به صروره ( - - ) صروره ) است ؛ 2 ليكن برخى آن را به همهء حاجيان تعميم داده وبر صروره مستحب مؤكد دانسته‌اند . 3 به قول جمعى ، بر حاجى ، بويژه صروره مستحب است بر كوه قزح برآيد وذكر خدا بگويد ودعا بخواند . 4 آيا استحباب برآمدن بر قزح با حكم پيشين ( استحباب راه رفتن در مشعر براي صروره ) يكى است يا دو حكم مستقل‌اند ؟ كلمات فقها مختلف است . 5

--> ( 1 ) . المعجم الأصولي 2 / 380 - 382 ؛ معجم مفردات أصول الفقه المقارن / 228 ؛ فرهنگ نامه أصول فقه / 633 - 634 ؛ مصباح الأصول 3 / 351 .